ورود  \/ 
ثبت نمودن
07 مرداد

Incompatible

معنیIncompatible:منافى ،نا سازگار،نا موافق ،ناجور،نامناسب ،(طب)غير قابل استعمال با يکديگر
مترادف : incongruous, unsuitable; discordant; opposed, irreconcilable
مثالهایی از کاربرد این کلمه
The two together formed a totally incompatible combination, yet Josh Mulligan, at least according to the curmudgeons, was a runner, too
 
At length the whole population agreed to fix their capital at Malamocco, a compromise between the two incompatible parties, marking an important step towards final fusion at Rialto.
 
His main principle was a rigid unitarianism which denied the independent existence of the attributes of God, as being incompatible with his unity, and therefore a polytheistic idea.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

لینک کوتاه

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اشتراک مطالب

Close

خبر را در کانال وشبکه های خود به اشتراک بگذارید