ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Condemn

معنیCondemn:محکوم کردن
مترادف : denounce; convict, declare guilty
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Inspectors condemned the three buildings after the fire.
 
Lawyers were quick to condemn the new legislation.
 
Local authorities have been condemned for failing to tackle the problem of homelessness.
 
مقامات محلی برای عدم مقابله با مشکل بی خانمانی محکوم شده اند
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.